افراد بیشتری باید بهترین نمایش مطلق را در HBO Max تماشا کنند

به گزارش سرویس اخبار فناوری رسانه رادیو فناوری ،

در آغاز، ایستگاه یازدهم من را راند آجیل. سه قسمت عمیق، من نه یک بار خوابم برده بود، بلکه دو برابر. من نه تنها از این که احساس می کردم خود اغراق آمیز ایستگاه یازدهم است ناامید نبودم – حوصله ام سر رفته بود.

یک پسا آخرالزمانی HBO Max مینی سریالی که بلافاصله پس از یک آنفولانزای مرگبار و بسیار مسری اتفاق می‌افتد، ایستگاه یازده یک نمایش درباره یک بیماری همه‌گیر تخیلی است – فیلمبرداری، تولید و منتشر شد. واقعی پاندمی. اما از بسیاری جهات آن بیماری همه گیر تابع و بی اهمیت است. ایستگاه یازده یک نمایش در مورد چیزها. درباره ایده های بزرگ و تم ها این یک نمایش در مورد بقا است. در مورد تروما درباره پناه بردن به نیروی گذر هنر و بافت پیوندی بشریت مشترکمان.

بیشتر بخوانید: نقد و بررسی: اقتباس HBO از Station Eleven در یک زمان عجیب، اما خوب آمد

به عبارت دیگر: urgh.

از ابتدا، این نمایشی است که جاه طلبی های بزرگ را با عبارات واضح بیان می کند. این نمایشی است که با شاه لیر آغاز می شود. نمایشی که از شکسپیر به‌عنوان ابزاری برای روایت و قاب‌بندی استفاده می‌کند، اما صفرا خود را در مرکز یک قانون بزرگ ادبی قرار دهد.

یک بار دیگر: urgh. بزرگترین urgh من می توانم جمع آوری کنم.

سه قسمت عمیق من به یکی از کانال های Slack متعدد CNET رفتم تخلیه در برنامه با همکارانم بود خودخواه. بود حوصله سر بر. خودش را خیلی جدی گرفت. عرضه خودش بالا بود. در مقایسه با نمایشی مانند، مثلاً، جلیقه زردها، که مضامین آسیب‌های روحی خود را تحت پوشش یک نمایش جعبه‌ای رازآلود حیله‌گر و قانع‌کننده پنهان می‌کرد، اساساً ناقص بود.

“ایستگاه یازده بد است.” فکر کنم همینو تایپ کردم من اشتباه میکردم. من نمی توانستم بیشتر از این اشتباه کنم.

فقط هفت قسمت بعد، در پایان برنامه، به همان دفتر Slack برگشتم، روی دست و زانو، تا به همه بگویم – در واقع – Station Eleven یکی از بهترین برنامه‌های تلویزیونی است که فکر می‌کنم تا به حال در آن دیده‌ام. زندگی من و هر انسان زنده ای باید برای تماشای آن تلاش کند.

خیلی پرمدعا

هیمش پاتل در نقش جیوان و ماتیلدا لاولر در نقش کرستن جوان در ایستگاه یازده

جیوان و کرستن

پریش لوئیس/HBO Max

لحظه مورد علاقه من در ایستگاه یازده در نیمه قسمت 9 اتفاق می افتد.

جیوان، یکی از شخصیت‌های اصلی سریال، از کرستن، بازیگر کودکی که شیفته یک کتاب مصور است – با عنوان Station Eleven – مراقبت می‌کند. یک کتاب کمیک که او در سفر در دنیای پس از همه‌گیری همه جا با خود حمل می‌کند. کتاب مصوری که او را در شرایط ناامید امیدوار می کند.

پس از بازگشت به پایگاه اصلی خود، کرستن متوجه می شود که کتاب کمیک را در برف انداخته است. جیوان ناامید و کاملاً درک نمی کند که چرا اهمیت دارد، با عصبانیت پا به بیابان می گذارد تا آن را بازیابی کند. در حین جست و جو، گرگ به او حمله می کند و او را نیمه جان می کند. در حالی که روی دست ها و زانوهایش می خزد و برای زنده ماندن در دمای شدید زیر صفر می جنگد، به طور تصادفی به کتاب کمیک مدفون در برف برخورد می کند. با عذاب کامل شروع به خواندن آن می کند، قبل از اینکه آن را به کناری پرتاب کند و فریاد بزند: “خیلی ادعایی!”

این یک لحظه فوق‌العاده غم انگیز است. برای شروع، خنده دار است! لحظه ای کاملاً زمان بندی شده از کمدی در میانه یک لحظه تاریک و درونی. با صدای بلند خندیدم. اما این نیز یک تصدیق است، یک لحظه متبلور از خودآگاهی. نمایش درباره خودش صحبت می کند، مستقیماً با مخاطبانش. بله، ایستگاه یازده پرمدعا است. آی تی است نمایشی که به طور فعال با ایده های بزرگ دست و پنجه نرم می کند – تاب خوردن برای حصارها، پیمایش ارزش هنر در جهانی پر از رنج.

اما ایستگاه یازده است همچنین خودآگاهی کافی برای دانستن خیلی می پرسد از مخاطبانش، از خودش به عنوان یک محصول سرگرمی. این مهم است.

یه سوال بزرگ

چرا باید به یک برنامه تلویزیونی اهمیت دهیم؟ چرا هر نوع هنری باید مهم باشد؟ در دنیایی که می‌بینم از به اصطلاح «تلویزیون پرستیژ» دور می‌شوم، ایستگاه یازده مرا مجبور کرد این سؤال را از خودم بپرسم.

اخیراً به احتمال زیاد انیمه‌های بی‌پایان و یکبار مصرف مصرف می‌کنم یا برنامه‌های واقعیت‌بخش با احساس خوب مانند Old Enough و The Great British Bake Off را تماشا می‌کنم. با توجه به آنچه که همه ما در طول دو یا سه سال گذشته از سر گذرانده ایم، احضار “انرژی بزرگ مغز” مورد نیاز برای لذت بردن از نمایشی مانند ایستگاه یازده دشوار است. نمایشی که ما را وادار می کند با پرسش های بزرگ و ایده های بزرگ حساب کنیم.

دانیل زواتو در نقش پیامبر و مکنزی دیویس در نقش کرستن در ایستگاه یازده

ایستگاه یازده به سمتی می رود که ممکن است انتظارش را نداشته باشید.

عکس توسط ایان واتسون/HBO Max

دقیقاً به همین دلیل است که ایستگاه یازده را در ابتدا بسیار نفرت انگیز یافتم. در بحبوحه COVID-19، دوره ای از کشمکش های سیاسی زمین لرزان، شما واقعاً از من می خواهید با یک برنامه تلویزیونی در مورد گروهی سیار از بازیگران شکسپیر که هملت را در یک زمین بایر پس از همه گیری بازی می کنند شرکت کنم؟ این یک سوال بزرگ است.

اما ایستگاه یازده کار می کند زیرا در هر سطح ممکن حکومت می کند. به همین سادگی. این یک نمایش خوب نوشته شده، با اجراهای عالی و موسیقی متن است که مدت ها پس از اتمام تماشا شما را آزار می دهد.

ایستگاه یازده به سمت حصارها می چرخد ​​اما توپ را تمیز می زند. رسیدن به دیدگاه جسورانه‌اش به زمان نیاز دارد، اما اگر از آن سوختن آهسته اولیه عبور کنید – با آن دفع اولیه مبارزه کنید – با نمایشی پاداش خواهید گرفت که در مورد هر “موضوع جدی” که جرأت طرح کردنش را دارد، چیزهای ظریفی برای گفتن دارد. . این یک نمایش در مورد خانواده ها است – واقعی و موروثی. این نمایشی درباره میراث ترومای مشترک است. نمایشی درباره هنر به مثابه پناه. اگر این به شما ایراد می دهد، متوجه می شوم. اما در یک جهان بسیار واقعی که در آن در اعماق بیابان درد و رنج خود هستیم، ایستگاه یازده به اندازه تلویزیون ضروری است.

این مطلب از رسانه های بین المللی معتبر جمع آوری بطور خودکار شده و رسانه رادیو فناوری نقشی در تهیه و تالیف انها ندارد. رادیو فناوری تابع مقررات و آرمانهای جمهوری اسلامی ایران است بنابراین اگر این مطلب نیاز به حذف و یا ویرایش دارد به ما اطلاع دهید.

درباره ی rf_admin

مطلب پیشنهادی

خبر متا یکی از بزرگترین بازی های واقعیت مجازی خود را تعطیل می کند – اما فقط برای دارندگان Quest 1

به گزارش سرویس اخبار تکنولوژی رسانه رادیو فناوری ، تقریباً در همان زمانی که متا …